سلام بر شهر و شهرداران مرودشت
سلام بر شهر وشهروند مرودشت
سلام مرودشت ،دلم دریای خون است
دلم از دست زخم ها ناله گون است
نگاهی کن تو در اطراف شهرت
ببین حال مرا این است ، خفت
ندارد کوچه های شهر آسفالت
فقط در مرکز است یک دانه آسفالت
مرا این ناله ها در بند درد است
که شهرداری دوای درد مند است
بیا بنگر ببین شهرت بزرگ است
نقاط بی بضاعت کم زلطف است
منم روز رای و سرافرازی
کنم با ذوق خلق های حماسی
اما افسوس بعدش گوشه گیرم
سراغ از ما نگیرند چون فقیرم
گمانم شهرداران مرودشت
به پیش خود بگویند چون اهالی
همه مشغول کارند در حوالی
نیازی هم که نیست به بازی
نشاط و شادمانی مال ما نیست
یه بوستان و دوتا نیمکت زیادیست
عزیزان گرچه ۶۰ متری شلوغ است
ولیکن وعده مسولین دوغ است




