اگر اهالی مطبوعات حمایت نمی کردند فاتحه مطبوعات مرودشت را باید می خواندیم!انتخابات خانه مطبوعات مرودشت در روزهای گذشته برگزار شد و شورای مرکزی خانه مطبوعات انتخاب شدند در بین اعضای منتخب این شورا نام مهدی توکلی سردبیر هفته نامه عصر مرودشت نیز به چشم می خورد. وی اکنون جوانترین عضو شورای مرکزی خانه مطبوعات است که در انتخابات بازرس خانه مطبوعات به رای اهالی مظبوعات مرودشت به عنوان بازرس اصلی شناخته شد. پیش از این نام مهدی توکلی با داستان جومونگ شهردار جدید مرودشت که در اردیبهشت ماه سال ۸۸ در هفته نامه تخت جمشید منتشر شد که بعد از ۵ سال هنوز جذابیتهای آن داستان در ذهن مردم و مخاطبان وجود دارد در این مصاحبه تلاش شده است تا ناگفته های آن داستان و فضای آن روزها را از زبان نویسنده داستان معروف “جومونگ شهردار جدید مرودشت “شنیده شود
• جناب آقای توکلی با سلام و تشکر مثل اینکه به عنوان عضو شورای مرکزی خانه مطبوعات انتخاب شدید؟
با سلام خدمت شما و همه دوستان عزیز باید بگویم انتخاب اینجانب لطف و محبت دوستان مطبوعاتی را نشان داد البته اینجانب عضو هیئت رئیسه نیستم و به عنوان بازرس تلاش می کنم تا در کنار سایر اعضا به رشد و تعالی جامعه مطبوعات کمک کنم و واقعا فضای انتخابات خانه مطبوعات مثال زدنی و تحسین برانگیز بود بسیاری برای کاندیدا شدن دیگری اقدام می کردند و یک فضای صمیمی و دوستانه وجود داشت که این نشان دهنده شخصیت بزرگ و متواضع اهالی مطبوعات مرودشت است
* با توجه به اینکه چند سال پیش در همین روزها داستان معروف “جومونگ شهردار جدید مرودشت” را نوشتید و فضای سنگین و ملتهبی بر علیه شما و خبرنگاران به وجود آمد چگونه توانستید خود را در جامعه مطبوعات مرودشت حفظ کنید؟
من همیشه شیفته کارهای خبری و خبرنگاری بودم در آن داستان هم مشکلات به اوج خودش رسید مدتی در حاشیه بودم اما مشکل آنچنانی وجود نداشت شاید اجبار به سکوت فقط از سوی خودم بود اما مردم و بسیاری از خبرنگاران در مقام دفاع از نویسنده ای بر آمدند که جز حقیقت چیزی نگفته بود
• سوالی که مطرح می شود این است که با چه تفکری آن داستان را نوشتید؟
تفکرم در آن روزها ناراحتی محض از وضعیت شهر مرودشت بود پیش از آن همیشه از خودم می پرسیدم که شهردار مستعفی ( دهداری پور) با چه رزومه ای شهردار مرودشت شد و چرا به یکباره استعفا داد شایعه شده بود او برای نمایندگی مجلس در یکی از شهرستانهای استان بوشهر کاندیدا شده است و من مثل هر شهروند مرودشتی دیگری غرور داشتم و نمی توانستم ببینم شهرداری شهر ما تبدیل به نردبان پیشرفت عده ای شده است که نه تخصص دارند و نه سابقه مدیریت و بومی هم نبودند و بعد که اوضاع شهر را می دیدم بیشتر ناراحت می شدم البته آقای دهداری پور از نظر شخصیت انسان با معرفتی بود که با او سلام علیک هم داشتم اما مشکل من با او نبود من از کسانی انتقاد کردم که یک فرد را بدون یک روز سابقه شهرداری به عنوان شهردار مرودشت انتخاب کرده بودند
• منظورتان شورای وقت شهر است؟
دقیقا البته یقین دارم آن انتخاب تحت فشارهای سیاسی بود و من در آن نوشته طنز ،تسلیم شدن تحت فشارهای سیاسی را بیان کردم البته سوالات دیگری هم در ذهنم بود مثلا از خودم می پرسیدم چرا وقتی وارد اطاق رئیس شورای شهر می شوم او سیگار می کشد و این را بی احترامی به مردمی می دانستم که به او رای داده بودند و دیگر اینکه بیشتر اوقات شهردار وقت و فرماندار وقت را سوار بر خودرو شهرداری می دیدم که آقای شهردار پشت فرمان خودرو شهرداری بود که به دفعات دیده می شد و مردم می گفتند این شهردار راننده فرماندار است! و موارد دیگر
• وبا این ذهنیتها قلم به نوشتن داستان جومونگ بردید؟
نه فقط این ماجرا ها نبود اما همینها هم به خودی خود برای آن کافی بود و البته نوشته شدن آن داستان بیشتر در روز نگارش داستان رقم خورد به طوری که وقتی برای یک کار بانکی به یکی از بانکهای اصلی شهر رفتم درون ساختمان بانک یک گدای پاکستانی را دیدم که به همه دست میزد و به هرطریقی بود رئیس بانک اورا به بیرون هدایت کرد بعدش هم نزدیکی های ساختمان شهرداری چند مورد دیگر را دیدم که باعث عصبانیت من شد به داخل شهرداری رفتم و با رئیس دفتر شهردار موضوع را درمیان گذاشتم و از همان پنجره بالا به او نشان دادم و گفتم اگر نمی توانید همه شهر را از این وضع نجات دهید لا اقل همین اطراف خودتان که مرکز شهر است را جمع و جور کنید مثلا اینجا یک شهر توریستی است! و با عصبانیت هر چه تمامتر به به سمت هفته نامه تخت جمشید رفتم و در مسیر محتوی نوشته را در ذهنم آماده کردم و در یک حالت عصبانی اقدام به نگارش این مطلب کردم که اساسا یک نویسنده در چنین حالتی نباید دست به قلم ببرد با این حال بعد از نوشتن داستان به بچه های هفته نامه گفتم که این مطلب را فعلا چاپ نکنید تا ویرایش شود اما چند روز بعد آن مطلب بدون هیچ کم و کاستی و البته بدون هماهنگی چاپ شد
• چاپ آن مطلب بدون هماهنگی نویسنده چه توجیهی دارد؟
نمی دانم شاید به مدیر مسئول این مطلب را انتقال نداده بودند بعدها عده ای گفتند شاید افرادی می خواستند با این داستان جنجال سیاسی به پا کنند به هر صورت این در اصل ماجرا تاثیری نداشت چون مطمئنم من هیچ تغییر و تعدیلی در آن نوشته نمی دادم
• شما گفتید که بدون هماهنگی شما آن مطلب چاپ شد چه زمانی متوجه چاپ مطلب شدید؟
یک روز برای دیدار با یکی از بستگان نزدیک که معاون یکی از ادارات مرودشت بود رفتم و هنوز از چاپ هفته نامه اطلاعی نداشتم این آقا شروع به نصیحت کردن من کرد که با این وضع باید منتظر دردسر های زیادی باشی و وقتی علت را جویا شدم یک نسخه از هفته نامه تخت جمشید را به من نشان داد که تیتر اول آن این بود” جومونگ شهردار جدید مرودشت” بعدش هم گفت که این هفته نامه در شورای اداری شهرستان که در پتروشیمی برگزار شده بود توزیع شده و با واکنش شدید شورای شهربه ویژه آقای علی نقی مختاری مواجه شده است
• از واکنش علی نقی مختاری گفتید و جوابیه معروف ایشان به نظر شما چرا چنین جوابیه ای از سوی ایشان به شما داده شد؟
این را باید از خود ایشان بپرسید اما من فکر می کنم آقای مختاری برخورد مناسبی با این قضیه نداشت و از همان اول مسیر را اشتباهی رفت فکرش را بکنید در جوابیه رئیس شورای شهر در تیتر مطلب آمده بود:” خنجر در کف میمون ، پارس کردن دنبال قافله” همین تیتر نشان می دهد که محتوی مطلب چقدر توهین آمیز می توانست باشد من هنوز آن جوابیه را کامل نخواندم چون از همان اول فقط توهین بود و تهمت، فکر می کنم با اینکار رئیس وقت شورای شهر در یک اشتباه فاحش تمامی هجمه ها را به سمت خودش جمع کرد و این به نفع باقی اعضای شورای سوم شد در حالی که انتقادات من از شورای شهر بود نه از یک فرد خاص اما جوابیه آقای مختاری بیشترین لطمه را به خودش زد بعدها در جاهایی شنیدم که او معترف به اشتباه خود در تنظیم جوابیه بر علیه یک نویسنده شده است اما رسما آن را بیان نکرد به هر صورت زمانی سکوت بر همه چیز می ارزد خوشحال بودم که مطلب باعث شد عده ای نقاب از چهره بردارند
• دلیل چنین عکس العمل تندی از افرادی که نماینده مردم هستند را چه می دانید؟
نمی دانم اما فکر می کنم عده ای در شورای شهر و اطراف رئیس وقت را تحریک می کردند کلا ایشان تصورات اشتباهی داشتند مثلا فکر می کردند که نوشتن این داستان از طرف آقای شهرام صالحی بوده است در حالی که تا آن زمان بنده یک بار هم با آقای صالحی ملاقات و یا تماس نداشتم. یک جایی هم گفتند که آقای فرزاد حبیبی یک جوابیه متین و محکم و همراه با ادب را تدوین کرده بود که شورای شهر و به خصوص آقای مختاری با لحن آن مخالف بود و جوابیه خودشان را دادند
• جناب توکلی نکته قابل توجه در مورد مقاله شما جمله ای بود که در زیر مقاله نوشته بو و آن هم این بود :” سردبیر با چاپ مطلب مخالف بود!” نظر شما در اینباره چیست؟
بله- آقای علی کشاورزی تازه به سردبیری هفته نامه تخت جمشید رسیده بودند و پیش از آن هم به خاطر دارم در مقاله ای سیستم بانکداری مرودشت را به چالش کشیده بودند و انسان کم تجربه ای نبودند ممکن است دلیلی داشتند که من از آن بی اطلاعم اما اینکه اگر بعد از درج هر مطلب بخواهیم چنین واکنشی را داشته باشیم سنگ روی سنگ بند نمی شود دلیل این اشکال را باید در هفته نامه تخت جمشید جستجو کرد که همچنان بعد از ۵ سال برای من هم همچون دیگران ابهام وجود دارد با این حال احترام خاصی برای آقای کشاورزی قائلم و معتقدم ایشان از قلم به دستان خوشفکر و خوش ذوق مرودشت هستند و در آن زمان مطالبی هم علیه ایشان منتشر شد و عده ای با نامهای مستعار مواضع ایشان را نقد کردند که آن هم تا مدتها ادامه داشت
• به بعد از جوابیه علی نقی مختاری برویم جایی که شما سکوت کردید و حمایت عمده مردم واهالی مطبوعات در دفاع از شما برانگیخته شد؟
دقیقا همینطور است در آن فضای سنگین به اصرار خانواده و دوستان سکوت کردم و این سکوت تا جایی پیش رفت که عده زیادی فکر می کردند مهدی توکلی یک نام مستعار بوده است با جوابیه شورای شهر سیل اعتراضات عمومی نسبت به توهین و تهمتهای مطرح شده نسبت به نویسنده آغاز شد و نامه های بسیاری با نامهای اصلی و بعضا مستعار در اعتراض به این ادبیات به هفته نامه تخت جمشید رسید واقعا حمایت خبرنگاران از اینجانب تحسین برانگیز بود در واقع اگر آن روز جلو نمی آمدند می بایست فاتحه مطبوعات مرودشت را خواند با آن جریان ثبات و تداوم حرکت مطبوعات مرودشت تضمین شد و درک احساسات عمومی از یک برخورد نامناسب در فضای عمومی به اوج خود رسیده بود در آن روزها نویسنده گانی همچون آقای بهفر حیدری و آقای زارع نژادو… موضع گیری کردند بعدها آقای بهفر حیدری گفت که یک نسخه از آن هفته نامه را به منزل برده و دوستانی از اراک مهمان ایشان بودند که با خواندن جوابیه شورای شهر بسیار متاثر و متاسف شدند که بعد از آن آقای حیدری هم وارد ماجرا شد و نقدها و موضع گیری ها به جایی رسید که فضای مناظره پیش آمد و یکی دو مورد مناظره هم داشتیم که شنیدم خیلی دوستانه هم نبوده است
• در مورد آن جوابیه موارد متعددی مطرح شد که هیچگاه در مورد آن صحبت نکردید اگربخواهید در مورد قسمتهایی از آن داستان صحبت کنید به چه نکته ای از آن پاسخ می دهید؟
من به موضوعاتی که به شخص من مربوط می شد همیشه اعتراض داشته و دارم اما اصلی ترین قسمت ماجرا جایی بود که در آن جوابیه من را به مخالفت با نظام مقدس جمهوری اسلامی محکوم کرده بودند با این اتهام واقعا متاثر شدم که چرا چنین افرادی که با رای مردم به خدمتگزاری رسیده اند از نظام و مقدساتش استفاده ابزاری می کنند خوشحالم که دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی توجهی به این مسئله نداشت واقعا هیچ کجای نوشته من ربطی به سیاست نداشت متاسفم که آنها با اینکارشان به شعور همه مردم توهین کردند و اگر منصفانه می خواستیم موضوع را بررسی کنیم آنها می بایست پاسخ اتهامات بی پایه و اساس خود را می دادند که نمونه بارز آن استفاده ابزاری از مقدسات مردم برای منکوب کردن طرف مقابل بود
• و سوال اینکه آیا برخورد حقوقی و قضایی با شما صورت گرفت؟
ابدا- من حتی برای توضیح هم به هیچ جایی احضار نشدم چه برسد به اینکه برخوردی هم شده باشد ولی می دانم که یکی از اعضای شورای شهر که مدعی نفوذ در سیستم اطلاعاتی وامنیتی مرودشت بود بسیار تلاش کرد تا قضیه را به یک جایی برساند واقعا خوشحالم که سیستم امنیتی و اطلاعاتی ما اینقدر با هوش و مستقل است که ملعبه دست هیچ گروه سیاسی و فرد خاصی قرار نمی گیرد و جز رضای خداوند کاری نمی کند
• بعد از این داستان تا یکسال اثری از شما در مطبوعات مرودشت نبود؟
بله خودم خواستم و دلیلش هم نگرانی های خانواده بود در روزهای اول آنها خیلی نگران بودند و تا یکسال مرتبا من را تحت نظر داشتند مصلحت آن روز سکوت من بود مطمئنم اگر غیر از این انجام می دادم همان می شد که آقایان می خواستند من رفتم تا بمانم و واقعا ماندم
• تاثیر اجتماعی آن داستان را در چه می دانید؟
بزرگترین تاثیرش همان است که بعد از آن مدیران و مسئولین و نمایندگان شهرستان بیشتر روی مطبوعات مرودشت حساب می کنند . جومونگ آمد تا تابوی بهشت امن مدیران را بر هم بریزد و فکر می کنم اینکار را انجام داد
• چند روز بعد از داستان جومونگ شاهد تغییر رئیس شورای شهر بودیم آیا این به داستان شما و اعتراضات عمومی مردم ربط داشت؟
نمی دانم، شاید ، این را باید از شورای سوم پرسید
• آن مقاله و ارتباطش با ۱۴ ماه بدون شهردار ماندن شهرداری را چگونه ارزیابی می کنید؟
ارتباطی بین این دو قضیه نمی بینم جز اینکه این ۱۴ ماه و اتفاقات آن صحت گفته های مرا تایید کرد
• امکان این وجود دارد تا مقاله های مشابهی از سوی شما منتشر شود؟
بعید نیست ، خودم خیلی دوست دارم قلم و نوشته هایم تاثیر گذار باشد
• حرف خاصی اگر مانده بفرمایید؟
ممنونم که به من این فرصت داده شد تا در مورد آن ماجرا صحبت کنم . همیشه این سوالات به صورت عام از من پرسیده می شد و باید یکروز جواب این سوالات را می دادم . به هر صورت مردم بهترین قاضی هستند و دیدم که در سالهای گذشته چه کسانی ماندند و چه کسانی رفتند امیدوارم ظرفیت نقد را در وجود خود و جامعه تقویت کنیم آرزو می کنم با راه افتادن خانه مطبوعات و هماهنگی همه اهالی این حوزه حقوق از دست رفته خبرنگاران را احیا کنیم در واقع خبرنگاران مسیر را برای حل مشکلات جامعه همیشه باز کردند و خود مظلومتر از همه اقشار باقی ماندند امیدوارم صنف خبرنگار هم به آنچه شایسته آن است دست یابد از تمامی کسانی که در راه اندازی خانه مطبوعات تلاش کردند تشکر نمایم و از وقتی که به من داده شد سپاسگزارم





